پدیده ای به نام دین اسلام در عربستان زمانی به وقوع پیوست که در کنار قبیله های پدر سالار ؛ قبایل مادر تبار هنوز درحال نفس کشیدن بود.و زنان بجز در بعضی موارد از احترام و قدرت بالایی برخوردار بودند.دست آورددین جدیدشاید به نوعی پایان دادن به این دوگانگی در آن دیار بود.بت هایی که محمد کمر به نابودیشان بست(اعراب آنان را می پرستیدند)اکثرن الاهه هایی از جنس زنان بودند!محمد با شکستن آنها و جایگزینی الله که از جنس مرد بود،در واقع جایگاه اجتماععی زنان را نابود کرد.خیلی از آیاتی که محمد ادعای نزول آنان از جانب الله را دارد در واقع برای تنزل جایگاه زنان در این منطقه بوده است.از جمله قانون زنا در مقابل آزادی جنسی زنان که از آنان سلب شد.و بر حاکمیت مرد بر جنس زن مهر تائید خورد.و یا درآیه هایی که در مورد حجاب زنان است به طور آشکار بیان کرده که زن به دلیل اغوا گری و فساد باید پوشیده بماند تا مبادا مردان به گناه بیفتند.(قدمی دیگر برای بهره کشی اززنان)!با نهادینه شدن پوشش طی قرنها و دورانهای گوناگون این پوشش ایدئولوژیکی به شکل فرهنگ در آمد و نقش عمده ای را در خانه نشین کردن زنان و در نتیجه عدم کار آیی در فعالیتهای اجتماعی اعمال کرد.زن تبدیل به برده ی جنسی و ماشین تولید بچه شد...واینچنین به طور عمده در جوامع اسلامی زنان موجودات درجه دوم هستند.قوانینی مثل ارث؛سرپرستی کودکان،شهادت زنان،تمکین؛چند همسری..و ده ها مورد دیگر نشان دهنده ی این است که اسلام برای زنان بر خلاف ادعایی که دارد جز ذلت و اسارت چیزی به همراه نداشته است.
باشد از کسانی باشیم که هستی و جهان را نو و تازه میکنند (گات ها هات 30 بند 9) ýôi îm ferashêm kerenâun ahûm
۱۳۸۹ فروردین ۱۰, سهشنبه
۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه
مراسم سیزده بدر
سيزدهمين روز از هر ماهي در گاهنامهي ايراني تير يا تيشتر نام دارد و روز سيزده ماه فروردين به جشن سيزده بدر و روز طبيعت نام گذاری شده است.
جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند.
نام گذاری اين روز:
در سيزدهمين روز از تیر ماه، آرش كمانگير، پهلوان ايرانی با پرتاب تير، مرز ميان ايران و توران را جدا كرد و در پي آن اشتی مردمی را ميان توران و ايران كه سال ها در جنگ بودند پايدار ساخت. به يادبود او ايرانيان جشن تيرگان را در ماه تير برپا كردند و سيزدهمين روز از هر ماهي را تير يا تيشتر ناميدند.
تِشتر یا تير كيست؟
در ميتختهاي (اساطير، Myths) ايراني، تِشتر یا تير ايزد بانوي بارندگي است كه در آسمانها به ريخت اسپ سپيدي در رهروي است و هرگاه با ديوي به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالي پر از سبزي و خرمي و باران در پيش است. از سويي گويند كه جمشید شاه پیشدادی هم هر سال در روز سیزده نوروز در دشت سبز و خرم چادر بر پا می کرده و بارهمگاني می داده که سپس به گونهي آیین درمی آید و از همين روي ايرانيان روز سيزدهم فروردين كنار سبزهها، چشمه سارها و جويبارها ميروند و به ويژه زنان كه نمايندهي آناهيتا، ايزد بانوي آب هستند با نوازش سبزهها و گره زدن آنان {داستان گره زدن سبزه در پايين آورده شده}، پشتيباني خود را از ايزد بانوي باران نشان ميدهند.
برگزاری آيين جشن سيزده بدر: .
نیاکان ما بامداد روز سيزده فروردين سفره نوروزی را بر مي چيدند و سبزه ها را با خود بر مي داشتند و به دشت، بيابان و کشتزارها مي بردند و به آب روان مي سپردند كه نشانهي پيشكشي دادن به ايزد بانوی آب ها است و با نيايش به درگاه اهورامزدا آرزوی بارش باران و سالی پر از فراوانی و شادی می كردند.
آنان در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان بياباني به شادی، ترانه سرایی، پایکوبی، بازی های گروهی، بادبادک پرانی، سوارکاری، هماورد جویی جوانان، آب پاشی و آب بازی می پرداختند و با گرد آوری سبزه از دشت و كوه به پختن آش و خوراکی های ویژه مي پرداختند، که همه ریشه در فرهنگ زیبای ايراني دارد و آن شاد کردن، خنداندن و آشتی و در پي آن فروریختن اندیشه های پلید و تیره است.
سبزه گره زدن: انگيزه نافرخندگی روز سيزده و مَر (عدد) سيزده:
درباره نافرخندگي روز سيزده گفتارهاي گوناگون هست كه نياز به پژوهش بسيار دارد، از اين رو در اينجا دو ديدگاه جداگانه را برسي مي كنيم كه درست بودن يكی از اين دو ديدگان نياز به كاوش بسیار دارد.
ديدگاه نخست چنين است: همانگونه كه گفته شد آرش كمانگير پس از پرتاب تير، مرز ميان ايران و توران را شناساند، ولي پس از آن جان خود را از دست داد و گويند نافرخندگی روز سيزده در نزد نياكان ما وهمچنين گسترش آن مَر (عدد) 13 در جهان، برای نافرخنده بودن مرگ آرش كمانگير در اين روز است.
ديدگاه دوم چنين است: در فرهنگ ایران هیچ یک از روزهای سال نافرخنده شمرده نشده ولی چون پس از تاخت تازیان به ایران، آنان هفت روز در هر ماه را نافرخنده می دانستند و سیزده هم در شمار آن بوده، گويند نافرخندگی سيزده از اينجا ريشه گرفته است.
جشن سیزده بدر فرخنده باد
http://hamazoor.ir/persian/index.php?option=com_content&task=view&id=1276&Itemid=1066
۱۳۸۹ فروردین ۳, سهشنبه
مناسبت های ماه فروردین
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز
(3748 زرتشتی)
سرآغاز سال در ميان زرتشتيان، در شمار ماه هايي است كه مناسبتهاي آييني و شاد فراواني دارد. در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم: نخستين مناسبت، آيين كهني است به نام«جاي سبزباد» كه در آغازين روز از نوروز برگزار ميشود و خويشاوندان ودوستان درگذشتگان سال پيش، به ديدار خانواده درگذشته ميروند. اين آيين پرسه نيست و با آن تفاوت دارد.
مناسبت دوم، زادروز اشوزرتشت است كه در روز ششم فروردين ماه گراميداشته ميشود.در اين روز نخستين پيامآور يكتايي و يگانگي خداوند، از پدري پوروشسب نام و مادري به نام دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدريش اسپنتمان بود، او نيز زرتشت اسپنتمان نام گرفت.
مناسبت ديگر در اين ماه فرودگ(فرودك) است كه نوزدهم فروردينماه برگزار ميشودونخستين جشن ماهانه به شمارميآيد. چون در فروردينروز از فروردينماه است.
اين آيين به فروهر درگذشتگان مربوط ميشود و در اين روز زرتشتيان به آرامگاهها ميروند و براي فروهر نياكان خود آرزوي گروسماننشيني ميكنند.
http://www.t-z-a.org/Aein/farvardin02.htm
برچسبها:
مناسبت+فروردین
بی خوابی
میخواستم اولین پستم در سال نو چکامه ای در ستایش بهار باشد...اما خبر رفتن خود خواسته ی منصورخاکسار برادر نسیم خاکسار بشدت مرا غمگین کرد. گفتنیها را دوستان گفته اند،و پس از این هم خواهند گفت...
اسبم اسبم را نمیخواهی، اسبم؟
تا چهار نعل بتازی
در جاده های روشن،تاريك، روشن.
دستم،
دستم را نمیخواهی، دستم؟
تا بگذاريش بر يال نسيم
كه میگذرد
از شاخه به شاخه
برگ به برگ.
قلبم
قلبم را نمیخواهی، قلبم؟
كه بگذاريش در تهی اين صدف
تا باز بوی دريا را بشنوی.
همه را به تو مي بخشم
جز اين كهولت كمال يافته را.
ميخواهم بنشينم با آن
بر ساحل اين دريای روبرو
جاری بين دو ابديت
و تماشا كنم امواج روی هم غلتانش را، تماشا
تا خوابم ببرد.
جولاي 2002 اوترخت
برچسبها:
نسیم خاکسار
۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه
ماه اسفند و دلتنگی


اسفند، ماهی دیگر است .ماهی که در آن اگر ایران باشیم از دریچه چشمانمان تابلویی تکراری اما بسیار زیبا را سالهاست نظاره گر
یم .چراکه خود نیز در به تصویر کشیدن گوشه ای از این تابلو سهیم
هستیم! اگر هم ایران نباشیم خواه ناخواه این تابلوی ارزشمند را از
بایگانی ذهن خسته بیرون کشیده و با اندوه به تماشای آن می
نشینیم.بله تابلوی آمدن بهار و سال نو و تولد دوباره ی
طبیعت ...گلدانهای چوبی گل های بنفشه ی همیشه شرم زده و
زیبا...انواع سبزه ها ،شکوفه های بید؛ماهی قرمز؛تخم مرغ های
رنگین در شکل ها ی متفاوت و زیبا...سمنو...هفت سین های آماده
با دکورهای جالب و...شلوغیه خیابانها و ازدحام مردم در
فروشگاها..انواع شیرینی های خوشمزه وآجیل ...با وجود اینکه
شباهتهای زیادی بین ماه آخر سال نو در کشورهای مختلف وجود
دارد؛ اما سال نو ما ایرانی ها شاید از آنجا که پیام آور بهار و تولد
دوباره ی طبیعت است از زیباترین ها در نوع خوداست!در طول
گذشت سالها هر چند موضوع تابلو تغییر نمی کند.. چیزهایی به
این تابلو اضافه می شوند و چیزهایی کم ..عده ای می آیند وعده ای دیگر می
روند....در اینجا میخواهم یادی کنم از آنان که سال گذشته و سال های قبل از آن
جزیی از ازدحام خیابانهای شلوغ شهر هایمان بودند.اما حالا یا تبدیل به ستاره های
همیشه درخشانی در آسمان بارانی کشورمان شده اند و یا در گوشه ای پنهان در قسمت
های تاریک این تابلو نا پیدا و در بندند...یادهمه ی جانباختگان راه آزادی . .ایران و
ایرانی از هر گروه قوم و مذهب گرامی باد..
مباد آنکه عزیزان در بند را فراموش کنیم و خانواده های این مبارزان را..
برچسبها:
اسفند+1388+سال نو+جان باخته+آزادی+زندانی
۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه
خود سوزی زنان شیوه ای بسیار دردناک برای پایان دادن به زندگی!
خیلی وقت بود تصمیم داشتم راجع به خود سوزی زنان بخصوص در استان ایلام که سالهاست به شکل اپیدمی در آمده ؛مطلبی بنویسم اما هر بار به وسواسی عجیب دچار می شدم تا اینکه این مطلب را در وب سایت بی بی سی دیدم به نظرم جالب رسید. نویسنده کوتاه و مفید موضوع را مورد بررسی قرار داده . خود کشی به شیوه ی خود سوزی یکی از دردناک ترین و فجیع ترین نوع از میان بردن خود است. و کسی که این شیوه را برای رفتن انتخاب می کند به معنای واقعی کلمه باید وجودی پراز خشم وانزجار نسبت به خود و فضایی که در آن زندگی میکند داشته باشد.تا حالا به ساقط شدن یک شهاب توی آسمان نگاه کردید؟
خودسوزی زنان در ایران یکی ازموضوعاتی است که در سه دهه اخیر فعالان حقوق زنان و کارشناسان در تلاش برای کنترل و کاهش آن اقداماتی انجام داده اند. اما این مسئله همچنان در ایران دیده می شود.
به تازگی مدیرکل آسیب دیدگان بهزیستی ایران اعلام کرده که وضعیت خودکشی زنان در استان های غربی نگران کننده است و اکثر آنها زیر ۳۰ سال هستند. او همچنین گفته که آمار خودسوزی زنان در ریوان و دیوان دره از توابع استان ایلام از بحران عبور کرده است.
خودسوزی زنان یکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی در استان های غربی ایران است. این معضل در سه دهه اخیر بارها مورد بحث کارشناسان و دست اندرکاران امر قرار گرفته اما به اعتقاد صاحبنظران این اقدامات موثر نبوده است. دلایل مختلفی برای خودسوزی زنان مطرح می شود.
خودسوزی زنان در ایران ریشه در خشونت دارد روحی شفیعی از فعالان حقوق زنان خشونت را از مهمترین دلایل خوسوزی زنان عنوان می کند و توضیح می دهد که در خلال این ۳۰ سال، ایران سالها درگیر جنگ بوده و سپس قوانین نابرابر و قوانینی که علیه زنان بوده، به خشونت خانگی علیه زنان دامن زده است.
براساس تحقیقاتی که خانم شفیعی انجام داده است، دلیل بالا بودن آمار خودسوزی در گیلان شهر، لرستان، کردستان و استان های غربی خشونت علیه زنان در این مناطق بیشتر است. "خشونت دولتی و رسمی در قانون که در هر جایی دیده می شود، تنش های سنتی را افزایش می دهد که در بخش هایی از ایران سنت ها قوی تر هستند."
میترا خلعتبری، روزنامه نگار در آلمان نیز معتقد است خودسوزی زنان در ایران ریشه در مسائل مختلفی دارد اما این مسائل تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است.
خانم خلعتبری می گوید: "مشکلات خانوادگی، اعتقادات مذهبی، جامعه ای که از آن به عنوان جامعه مردسالار یاد می کردند، ازدواج زود هنگام، ازدواج اجباری، فقر و شکلات اقتصادی نادیده گرفتن حقوق قردی و اجتماعی زنان از عمده ترین دلایل خودسوزی آنها در ایران است و چنان فضای بازی برای تحقیق و کند وکاو در این خصوص تاکنون نبوده است."
بر اساس آمارهایی که در گذشته منتشر شده استان ایلام بیشترین آمار خود سوزی زنان در کشور را دارا است و سالانه ۴۳۰ زن در این استان دست به این عمل می زنند. برخی کارشناسان معتقدند خودسوزی زنان بیشتر در میان اقشار کم سواد و فقیر رخ می دهد اما گروه دیگری از کارشناسان این مسئله را نفی کرده و خودسوزی را تنها وابسته به گروه خاصی نمی دانند.
یکی از این زنان می خواست از شوهرش طلاق بگیرد اما نمی توانست و شوهر طلاقش نمی داد. یک روز سر زده به خانه می آید و شوهرش را با زن دیگری می بیند، در بحثی که با هم می کنند، زن روی خودش نفت می ریزد و خود را آتش می زند. شوهر تماشا می کند تا زن بسوزد، بچه چهار ساله شلنگ آب را روی مادر می گیرد که مادر را از سوختن نجات دهد، متاسفانه مادرش فوت می کند. این زن تحصیلات دانشگاهی داشته و شوهرش معتاد بوده است
خانم شفیعی با اشاره به دو نمونه از زنانی که خوسوزی کرده اند، می گوید: "یکی از این زنان می خواست از شوهرش طلاق بگیرد اما نمی توانست و شوهر طلاقش نمی داد. یک روز سر زده به خانه می آید و شوهرش را با زن دیگری می بیند، در بحثی که با هم می کنند، زن روی خودش نفت می ریزد و خود را آتش می زند. شوهر تماشا می کند تا زن بسوزد، بچه چهار ساله شلنگ آب را روی مادر می گیرد که مادر را از سوختن نجات دهد، متاسفانه مادرش فوت می کند. این زن تحصیلات دانشگاهی داشته و شوهرش معتاد بوده است."
خانم شفیعی همچنین ادامه می دهد که خواهر این زن نیز چندی بعد به دلیل افسردگی و شرایطی که داشته دست به خودسوزی می زند و این شرایطی است که" زندگی برای این زنان فراهم کرده است".
برخی صاحبنظران با انتقاد از نحوه سرپوش گذاشتن بر این اخبار و همچنین عدم آموزش خانواده ها برای برخورد با افرادی که دست به خودسوزی زده اند، این برخورد را یکی از دلایل عدم کاهش موارد خودسوزی و نداشتن آمار دقیقی از این افراد عنوان می کنند.
میترا خلعتبری که پیشتر به عنوان خبرنگار حوادث در ایران فعالیت داشت می گوید: "در یکی از پرونده های ارجاع شده به دادگاه خانمی بر اثر مزاحمت های خواستگار قبلی و نبودن راه قانونی برای برخورد با این خواستگار، دچار جنون آنی شده و دست به خودسوزی می زند. در دادگاه این خانم با وضعیتی که داشت از خواستگار قبلی اش شکایت می کرد و برخورد بازپرس و قاضی پرونده جالب بود که به این زن می گفت شما باید رضایت دهید، مسئله خاصی نیست و شما شکایت خاصی نکردید و خودتان دلتان خواسته خودسوزی کنید و حال باید رضایت دهید."
خانم خلعتبری همچنین اضافه می کند که در همین حال این نوع خبرها هم از طرف خانواده این اشخاص و هم از طرف مراجع قضایی خیلی سانسور می شد. مراجع قضایی معتقدند که خودسوزی زنان مسئله ای نیست که در روزنامه ها درج شود.
خانم شفیعی نیز معتقد است بر موارد خودسوزی سرپوش گذاشته می شود و تاکید می کند که خوسوزی زنان مسئله ای خانگی است اما به مسائل اجتماعی باز می گردد.
خانم شفیعی می گوید:" این از مسائلی است که دولت ایران نمی خواهد به ریشه اش پرداخته شود. خانواده ها هم بر روی این مسئله سرپوش می گذارند و نمی خواهند که موضوع علنی شود. "
نزدیک به سه دهه است که موارد خودسوزی زنان در ایران هر از چند گاهی در رسانه ها منتشر شده و استان های غربی ایران بیشترین آمار این معضل اجتماعی را به خود اختصاص داده اند. به اعتقاد کارشناسان مهمترین راهکار برای کاهش این معضل امنیت حقوقی و قضایی زنان و ترویج فرهنگ حمایت از حقوق زنان است که به باور صاحبنظران حقوق زنان در ایران مورد بی توجهی واقع شده و تلاش های انجام شده برای احقاق ان نیز با سرکوب مواجه می شود.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/02/100223_l21_immolation_women.shtml
خودسوزی زنان در ایران یکی ازموضوعاتی است که در سه دهه اخیر فعالان حقوق زنان و کارشناسان در تلاش برای کنترل و کاهش آن اقداماتی انجام داده اند. اما این مسئله همچنان در ایران دیده می شود.
به تازگی مدیرکل آسیب دیدگان بهزیستی ایران اعلام کرده که وضعیت خودکشی زنان در استان های غربی نگران کننده است و اکثر آنها زیر ۳۰ سال هستند. او همچنین گفته که آمار خودسوزی زنان در ریوان و دیوان دره از توابع استان ایلام از بحران عبور کرده است.
خودسوزی زنان یکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی در استان های غربی ایران است. این معضل در سه دهه اخیر بارها مورد بحث کارشناسان و دست اندرکاران امر قرار گرفته اما به اعتقاد صاحبنظران این اقدامات موثر نبوده است. دلایل مختلفی برای خودسوزی زنان مطرح می شود.
خودسوزی زنان در ایران ریشه در خشونت دارد روحی شفیعی از فعالان حقوق زنان خشونت را از مهمترین دلایل خوسوزی زنان عنوان می کند و توضیح می دهد که در خلال این ۳۰ سال، ایران سالها درگیر جنگ بوده و سپس قوانین نابرابر و قوانینی که علیه زنان بوده، به خشونت خانگی علیه زنان دامن زده است.
براساس تحقیقاتی که خانم شفیعی انجام داده است، دلیل بالا بودن آمار خودسوزی در گیلان شهر، لرستان، کردستان و استان های غربی خشونت علیه زنان در این مناطق بیشتر است. "خشونت دولتی و رسمی در قانون که در هر جایی دیده می شود، تنش های سنتی را افزایش می دهد که در بخش هایی از ایران سنت ها قوی تر هستند."
میترا خلعتبری، روزنامه نگار در آلمان نیز معتقد است خودسوزی زنان در ایران ریشه در مسائل مختلفی دارد اما این مسائل تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است.
خانم خلعتبری می گوید: "مشکلات خانوادگی، اعتقادات مذهبی، جامعه ای که از آن به عنوان جامعه مردسالار یاد می کردند، ازدواج زود هنگام، ازدواج اجباری، فقر و شکلات اقتصادی نادیده گرفتن حقوق قردی و اجتماعی زنان از عمده ترین دلایل خودسوزی آنها در ایران است و چنان فضای بازی برای تحقیق و کند وکاو در این خصوص تاکنون نبوده است."
بر اساس آمارهایی که در گذشته منتشر شده استان ایلام بیشترین آمار خود سوزی زنان در کشور را دارا است و سالانه ۴۳۰ زن در این استان دست به این عمل می زنند. برخی کارشناسان معتقدند خودسوزی زنان بیشتر در میان اقشار کم سواد و فقیر رخ می دهد اما گروه دیگری از کارشناسان این مسئله را نفی کرده و خودسوزی را تنها وابسته به گروه خاصی نمی دانند.
یکی از این زنان می خواست از شوهرش طلاق بگیرد اما نمی توانست و شوهر طلاقش نمی داد. یک روز سر زده به خانه می آید و شوهرش را با زن دیگری می بیند، در بحثی که با هم می کنند، زن روی خودش نفت می ریزد و خود را آتش می زند. شوهر تماشا می کند تا زن بسوزد، بچه چهار ساله شلنگ آب را روی مادر می گیرد که مادر را از سوختن نجات دهد، متاسفانه مادرش فوت می کند. این زن تحصیلات دانشگاهی داشته و شوهرش معتاد بوده است
خانم شفیعی با اشاره به دو نمونه از زنانی که خوسوزی کرده اند، می گوید: "یکی از این زنان می خواست از شوهرش طلاق بگیرد اما نمی توانست و شوهر طلاقش نمی داد. یک روز سر زده به خانه می آید و شوهرش را با زن دیگری می بیند، در بحثی که با هم می کنند، زن روی خودش نفت می ریزد و خود را آتش می زند. شوهر تماشا می کند تا زن بسوزد، بچه چهار ساله شلنگ آب را روی مادر می گیرد که مادر را از سوختن نجات دهد، متاسفانه مادرش فوت می کند. این زن تحصیلات دانشگاهی داشته و شوهرش معتاد بوده است."
خانم شفیعی همچنین ادامه می دهد که خواهر این زن نیز چندی بعد به دلیل افسردگی و شرایطی که داشته دست به خودسوزی می زند و این شرایطی است که" زندگی برای این زنان فراهم کرده است".
برخی صاحبنظران با انتقاد از نحوه سرپوش گذاشتن بر این اخبار و همچنین عدم آموزش خانواده ها برای برخورد با افرادی که دست به خودسوزی زده اند، این برخورد را یکی از دلایل عدم کاهش موارد خودسوزی و نداشتن آمار دقیقی از این افراد عنوان می کنند.
میترا خلعتبری که پیشتر به عنوان خبرنگار حوادث در ایران فعالیت داشت می گوید: "در یکی از پرونده های ارجاع شده به دادگاه خانمی بر اثر مزاحمت های خواستگار قبلی و نبودن راه قانونی برای برخورد با این خواستگار، دچار جنون آنی شده و دست به خودسوزی می زند. در دادگاه این خانم با وضعیتی که داشت از خواستگار قبلی اش شکایت می کرد و برخورد بازپرس و قاضی پرونده جالب بود که به این زن می گفت شما باید رضایت دهید، مسئله خاصی نیست و شما شکایت خاصی نکردید و خودتان دلتان خواسته خودسوزی کنید و حال باید رضایت دهید."
خانم خلعتبری همچنین اضافه می کند که در همین حال این نوع خبرها هم از طرف خانواده این اشخاص و هم از طرف مراجع قضایی خیلی سانسور می شد. مراجع قضایی معتقدند که خودسوزی زنان مسئله ای نیست که در روزنامه ها درج شود.
خانم شفیعی نیز معتقد است بر موارد خودسوزی سرپوش گذاشته می شود و تاکید می کند که خوسوزی زنان مسئله ای خانگی است اما به مسائل اجتماعی باز می گردد.
خانم شفیعی می گوید:" این از مسائلی است که دولت ایران نمی خواهد به ریشه اش پرداخته شود. خانواده ها هم بر روی این مسئله سرپوش می گذارند و نمی خواهند که موضوع علنی شود. "
نزدیک به سه دهه است که موارد خودسوزی زنان در ایران هر از چند گاهی در رسانه ها منتشر شده و استان های غربی ایران بیشترین آمار این معضل اجتماعی را به خود اختصاص داده اند. به اعتقاد کارشناسان مهمترین راهکار برای کاهش این معضل امنیت حقوقی و قضایی زنان و ترویج فرهنگ حمایت از حقوق زنان است که به باور صاحبنظران حقوق زنان در ایران مورد بی توجهی واقع شده و تلاش های انجام شده برای احقاق ان نیز با سرکوب مواجه می شود.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/02/100223_l21_immolation_women.shtml
برچسبها:
خود سوزی+زنان+ایلام
۱۳۸۸ بهمن ۳۰, جمعه
در باره ی جشن اسفندگان بیشتر بدانیم
اي آرمئيتي، اي نماد و نشانه ايمان و دوست داشتن، آن پرتو ايزدي را كه پاداش زندگاني سراسر نيكمنشي است، به من ارزاني دار» (گاتها هات 43 بند يك)«سپندارمز» يا «سپنتا آرمئيتي» ايزد بانوي زمين است و جشن اسفندگان يادآور اين امشاسپند سودرسان است.
آرمئيتي را فروتني، بردباري و فرمانبرداري معنا كردهاند و اين امشاسپند نماد و نشانهاي از اين معاني و افزودن بر آن، ايمان و فداكاري و مهر و محبت دانستهاند كه ياريرسان و پشتيبان زنان نيك و پارسا به شمار ميرود.
آيين بزرگداشت اين ايزد بانو و جشن اسفندگان هماكنون در 29 بهمن ماه برگزار ميشود و در ايران باستان در روز پنجم از ماه اسفند بود. چون سپندارمز يا سپندارمزد نام پنجمين روز از روزهاي ماه زرتشتي است.
ابوريحان بيروني در كتاب آثار الباقياقيه آوردهاست: «اسفندارمز فرشته موكل بر زمين است...
سپندارمز در ماه سپندارمز به جهت يكي شدن نام روز با ماه عيد زنان بودهاست و مردان به زنان هديه ميدادند.
اين رسم در شهرهايي چون اصفهان، ري و پهله و شهرهاي مركزي و غرب ايران باقيماندهاست و به فارسي مزدگيران گويند.» چنانكه بيروني نيز اشاره كردهاست، سپاس و ستايش مادران و زنان از ويژگيهاي اسفندگان است. در اين روز زنان و مادران لباس نو ميپوشند و انجام كارهاي خانه بر عهده پدران و فرزندان است. در اوستا مجموعه نوشتههاي دين و آئيني نيز بارها به زنان پارسا و نيك، درود فرستادهشده، جايگاه و مقام بلند معنوي براي آنها آرزو ميشود.
«…از بين زنان و مردان، كسي كه برابر آيين راستي ستايشش بهتر است، مزدا اهورا از آن آگاه است.
زنان و مردان را ما ميستاييم… اين زمين را با زناني كه روي آن زندگي ميكنند، ميستاييم. اي اهورامزدا ميستاييم زناني را كه در اثر درستكاري و راستي سرآمد شدهاند… ما ميستاييم مردان و زنان نيك انديش كه در هر كشور با وجدان نيك بر ضد بدي قيام ميكنند… كدبانوي خانه را كه اشو و سردار اشو است ميستاييم. زن پارسايي را ميستاييم كه بسيار نيكانديش بسيار نيكگفتار، بسيار نيككردار، فرهيخته باشد. اي اهورامزدا ما ميستاييم ياري رسان را…»و از سوي ديگر سپنته آرمئيتي در نقش مادي خود نگهبان زمين شناختهميشود و اين به دليل ويژگيهاي مشترك زمين با زن مانند زايندگي، فروتني، مهرباني، بردباري و مهر و محبت شايسته است. سپندارمز، روز زن و زمين ناميده ميشود. پس هماكنون در گاهشماري خورشيدي با روز بيست و نهم ماه بهمن برابر شده است و براي گراميداشت زمين و زن گرفته ميشود. اسفندگان روز مادر، روز زن و زمين، گراميداشت همه فروزگان پسنديده نيكوي انساني كيش زرتشت است.
جايگاه وي در نزد اهورامزدا به گونهاي است كه ايزدان و ايزد بانواني چون آبان، آناهيتا و ماراسپند به همكاري وي گماردهشده و به فرمان اهورا با اين دستياران مينوي، زمين پاك نگاه داشته ميشود. اين ايزد بانو به همراه دستياران خويش و ديگر مينويان با تيرگيها ميجنگند تا خورشيد را در روز ديگر از خاوران بيرون بياورند. برپايه باورهاي مزديسنا، سپندارمزد موكل بر دوازده ماه سال و پنجمين روز از هر ماه است و در ايران باستان پنجمين روز از ماه اسفند جشني بزرگ بر پا ميشد و به آن جشن اسفندگان گفتهميشد. اين جشن به نامهاي ديگر نيز نامبردار بوده؛ جشن مزدگيران، مژدهگيران و گژدم. اين جشن به جشن زنان نيز معروف بوده و زنان در اين روز از همسران خود هدايايي دريافت ميكردند. ويژگيهاي اين ايزد بانو در نوشتههاي ديني شخصيت مادرانه و بردبارش بودهاست. در آيين مزديسنا براي اين ايزد بانو دشمنان بزرگي برشمردهشده؛ بزرگترين اين دشمنان «تروميئتي»، ديو غرور و نخوت است. در اين آيين، اهورا، نماد زميني سپندارمزد را «بيدمشك» قرار داده و خويشكاري وي را پرورش آفريدگان و گسترنده چراگاهها مقرر كردهاست.
اين ايزدبانو جايگاه ويژهاي نزد ايرانيان باستان داشتهاست. در اين باورها فرمان برداشتن تيروكمان از سوي وي به آرش دادهشد تا به آن مرز ايران و توران تعيين شود. و سپندارمزد با رخصت از منوچهر به پرسشهاي افراسياب بد كنشت پاسخ گفت و آب به ايران شهر باز آمد.
منابع :
1- آيين اختيار نوشته كورش نيكنام
2- دوهفته نامه امرداد شماره 154
برچسبها:
جشن+باستانی+اسفند
اشتراک در:
پستها (Atom)
