۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

نامه جدید نسرین ستوده به دو فرزندش مهراوه و نیما



مهراوه و نیمای عزیزم!

مسئولان دوشنبه‌ی پیش در عرض چند ساعت دو خبر کاملا متناقض به من دادند. در ساعت 2 بعد از ظهر به من گفتند علاوه بر ملاقات‌های كابيني، مقامات قضایی با ملاقات‌های حضوری من در روزهای 5 شنبه نیز موافقت کرده‌اند و سپس در ساعت 5 بعد از ظهر گفتند طبق تصمیم مسئولان زندان اوین به دلیل عدم استفاده از چادر، تنبیه شده‌ام و 3 هفته از همان ملاقات کابینی نیز محروم هستم! خانواده‌ی ناهماهنگ مسئولان بین خودشان هم به احترام و محبت رفتار نمی‌کنند. نوعی هرج و مرج بر تصمیم گیری‌ها حاکم است.

به یاد داشته باشید هر طور با دشمنان‌تان رفتار کنید، با دوستان‌تان رفتار خواهید کرد. دشمنی دشمنان هرگز خشونت رفتاری هیچ انسانی را توجیه نمی‌کند، چه رسد به آنان که دشمن نیستند. به جرات به هر دوی شما می‌گویم هر طور رفتار کنند، نه با آنان که خود را دشمن من می‌پندارند، دشمنی دارم نه خود را در گرداب قهر و کینه‌ای که آنها به وجود آورده اند غرق خواهم کرد.

مهراوه و نیمای عزیزم!

می‌دانید که چقدر دوست‌تان دارم. می‌دانید که مانند هر پدر و مادری در آرزوی سعادت و نیک بختی شما هستم اما بدانید هر تصمیمی بگیرم، بیش و پیش از هر چیز به شما می‌اندیشم زیرا موقعیت کودکان به گونه‌ای است که باید در هر تصمیم گیری، ابتدا به آنان فکر کرد. معلوم است که ملاقات با شما برایم مهم است. معلوم است از اینکه ماههاست شما را بغل نکرده‌ام رنج می‌برم. از اینکه حتی از شنیدن صدایتان محروم‌ام رنج می‌برم اما عزیزانم، کارهای من، چه بخواهم چه نخواهم روزی مورد قضاوت شما قرار خواهد گرفت. بنابراین دوست دارم بدانید که:"اجازه نمی‌دهم بر خلاف قانون مرا با هیئتی اجبار آمیز به دیدارتان بیاورند." ترجیح می‌دهم کل سالیان تحمل حبس‌ام را از دیدارتان محروم شوم تا به دلیل اسیر بودن به ناحق، به آنان اجازه دهم هر گونه اراده می‌کنند با من رفتار کنند و بر خلاف قانون مرا به حجابی اضافی و يا اجبار مضاعف وادار کنند.

بله، عزیزانم سالها قبل قانونی تصویب شد که همه‌ی زنان ایرانی را ملزم به استفاده از حجاب شرعی نمود. زنانی که حجاب را قبول داشتند یا نداشتند، این حجاب را رعایت کردند، زیرا اگر رعایت نمی‌کردند طبق قانون مجازات می‌شدند، اما اکنون سخن مسئولان زندان آن است که چون شما اسیر مائید باید از حجابی مضاعف (یعنی چادر) استفاده کنید، در حالیکه نه تنها قانون چنین شرطی را برای حجاب نگذاشته است بلکه حتی زندانیان سیاسی از استفاده از لباس فرم زندان معاف هستند.

من به قصد "مقاومت" کاری نکردم. به قصد اجرای قانون در تمامیت‌اش اقدام کردم و از پوشیدن چادر امتناع نمودم. چون نمی‌خواستم خانواده‌ام و به ویژه کودکان خردسالم با مشاهده‌ی چادر اجباری برای مادرشان که چادری نبوده است، بدانند تحت چه فشار روانی و تحقیر آمیزی زندگی می‌کنیم. با خود فکر می‌کردم این کار من که با ظاهری آرام به دیدن خانواده می‌روم، به نفع مسئولان زندان است، زیرا مدام فشار روانی شبانه روزی خود را از خانواده پنهان می‌کنیم اما به هر حال حتی اگر به نفع زندان هم باشد، من هدفی جز اجرای "تمامیت" قانون ندارم.

مهراوه و نیمای من

کودکان عزیز و دلبندم

بدانید، در کنار همه‌ی هویت‌های اجتماعی، شغلی و خانوادگی‌ام به مادر بودنم و به‌ ویژه اینکه مادر شما دو تن هستم می‌بالم و به این یکی بیش از همه چیز می‌اندیشم و فکر می‌کنم. بنابراین با صدای بلند اعلام می‌کنم: "من یک مادرم" و نمی‌خواهم کودکانم مرا در هیئتی اجبارآمیز و تبعا تحقیرآمیز ببینند. نمی‌خواهم کودکانم فکر کنند که دیگران می‌توانند با استفاده نابجا از قدرت، هر عمل غیرقانونی را به آنها تحمیل کنند.

می‌دانم شما به آب، غذا، خانه، خانواده، پدر و مادر، محبت خانواده و دیدار با مادرتان نیاز دارید اما به همان اندازه به آزادی، امنیت اجتماعی، قانون مداری و عدالت نیاز دارید و بدانید که این مفاهیم در هیچ کجای دنیا راحت به دست نیامده‌اند. هیچ کجای دنیا "قانون" با نوشتن روی کاغذ پاره‌ها اجرا نشده‌اند. درخواست و پا فشاری ما برای اجرای قانون، به قانون هویت و موجودیت می‌بخشد. بنابراین بدانید "من" و "شما" با هم قانون را می‌سازیم. می‌بوسمتان هزاران بار و از اینکه ماههاست آغوشم از شما تهی است البته رنج می‌برم اما امیدم به آن است که این رنج‌ها بیهوده نباشد.

قربان هر دوی شما
نسرین
مهر 90 اوین







۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

جشن آبانگان


آبانگان یکی ازجشن های ایرانی  است که در ستایش و نیایش ایزدبانوآناهید  که ایزدبانوی  آب‌های روان بوده، برگزار می‌شده است. زمان برگزاری این جشن در آبان روز از آبان برابر با روز دهم آبان بوده است. برخی هم  زمان این جشن را در چهارم آبان می‌دانند.
آبان (نام ِ دیگر ِ ارِدْوی سورَ اَنَهیتَه/اَناهیتا) ایزدْبانوی ِ آبهای روی زمین و نگاهبان ِ پاکی و بی آلایشی در جهان ِهستی است.و در زبان اوستایی، نام یک پیکر کیهانی (هندو-)ایرانی است، که ایزدبانوی 'آب‌ها' (آبان ) پنداشته وستوده می‌شود و ازین رو با نمادهایی چون باروری، شفا و خرد نیز همراه است.در فلسفه پيدايش اين جشن داستان هايى از دير باز به ما رسيده است كه مانند ديگر اساطير كهن به تاريخ دور ايرانيان بازمى گردد. درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است كه در پى جنگ هاى طولانى ميان ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا كاريزها و نهرها را ويران كنند. پس از پايان جنگ، پسر تهماسب كه «زو» نام داشت، دستور داد تا كاريزها و نهرها را لايروبى كنند و پس از لايروبى آب در كاريزها روان شد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند و همين جشن بود كه به عنوان پاسداشت فرشته نگاهبان آب هاى بى آلايش در تاريخ ماندگار شد.
در روايت ديگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد. زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها (آتشكده ها) مى رفته اند و پس از آن براى گراميداشت مقام فرشته آب ها، ناهيد، دركنار جويبارها، نهرها و قنات ها گرد مي‌آمدند و با خواندن اوستاى آبزور ،،بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد، كه توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش مي‌كردند و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را داشتند و پس از آن به شادى مى پرداختند.
گفته شده، اگر در اين روز باران ببارد، آبانگان متعلق به مردان است  و مردان تن و جان خويش را به آب مى سپارند و اگر باران نبارد، آبانگان بانوان است.
در توصیف  آناهيتا او ؛ ايزد‌بانوي نيرومندي، زيبايي و خردمندي و الهه عشق و باروري به شمار آمده است. چون چشمه زندگي بخش از وجود او مي‌جوشد و بدين گونه «مادر- خدا» نيز مي‌شود، و به عنوان ايزد‌بانوي باروري، زنان در هنگام زايمان براي زايش خوب و دختران براي يافتن شوهر مناسب از او ياري مي‌خواهند. 
آبانگان بر همه ی میهنان گرامی شاد باد.


منابع:
 انجمن زرتشتیان ایران
ویکی پدیا



۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

قهرمانی که تویی! برای نسرین ستوده

غروب به اوین رسیده است. بیرون، شهر در ازدحام خفه ی خود دست و پا می زند و در درون تو تنها نشسته ای با غرور غمگین زیبایت. به تو می اندیشم و به غرورت. به گردن برافراشته ات که حسرت خمیده گی اش بر دل کوردلان تا ابد خواهد ماند. اگرچه اندامت چونان پرنده ای در پنجه های اهریمن گرفتار آمده است اما روح بلندت پلیدی را به تمسخر گرفته و با تبسمی اهورایی حقارتش را به استهزاء نشسته ای.
گویی نسیان، درد تاریخیِ همه ی بداندیشان است که به خاطر نمی آورند تواز کدام دیاری؟
گویی نمی دانند که تو به قفس شان درآمده ای که بی قدری شان را آیینه ای باشی به گسترده گی خاک سرزمین ات.
گویی فراموش کرده اند که اشک های زلال تو و رضا، مهراوه و نیما سرچشمه در چشم مادران ما دارد و درد هزار ساله ی پدران ما .
گویی نمی دانند که نیما و مهراوه هزاره هاست که بر این خاک زیسته اند و هزاران شب برآسمان در پی جلوه ی تبسم مادر، ستاره گان آسمان این ملک کهن را به تماشا نشسته اند.
اما ایران تو را به یاد دارد.
نام تو به گوش ما آشناست از آن روز نخست که لالایی مادران مان نام زیبای تو را به گوش مان زمزمه می کرد.
به یاد داریم که هر قهرمان و هر شهیدی که بر خاک افتاد دامان تو نخستین سجده گاهش بود .
به یاد داریم که دختران وطن رازهای تنهایی شان را به گوش های رازدار تو سپردند و پسران مان بی پناهی شان را در آغوش تو گم کردند.
به یاد داریم که تو چگونه قهرمان ما بودی آنگاه که شاهنامه را به صدای خسته ی پدر می شنیدیم.
به یاد داریم که خدا را با تو شناختیم آن زمان که بر سجاده ی معطر مادر بزرگ به لبخند سجده بردی.
دیرگاهی ست که نفس های مه آلود شب بر پنجره های شهر نشسته و تنها پنجره های بلند اوین است که از دستان وهن آلود این دژخیم والاتر است .
شمع های فروزان تو و هم دیاران ات را بر فراز بلندی های اوین می بینیم که نور را مژده می دهید و زبونی تاریکی را.
چه زیبا غرور تو زندانبان ات را به اسارت کشیده است و قفس فولادین ات را به گلخانه ای از گل های نسرین بدل ساخته است.
کودکان تو و کودکان من و کودکان فردای ایران به آسمان این ملک اهورایی خواهند نگریست و تبسم تو را در چشم ستاره گان خواهند دید و با زمزمه ی نام زیبای تو بر بستر رویاهای شان خواهند آرمید. تو قهرمان رویاهای همه ی کودکان این سرزمینی!

وبلاگ نئوابلیس

۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

مرگ نهال

بعد ار شنیدن حذف خود خواسته ی نها ل  سحابی از این زندگی نازیبا ،همه ی وجودم لبریز شد از فریادی ویرانگر و دردناک بغضی  راه گلویم را مسدود کرده و اشکهایم  بی امان جاری..به دختری فکر می کنم که تنها و غمگنانه اما پر  شکوه  با  زندگی وداع کرد ..سعی  می کنم  چشمانم را ببندم و خود را برای لحظه ای هر چند کوتاه جای او بگذارم...اما آوار اندوه هنوز حس نگرفته ،بر سرم خراب میشود...و من می مانم دردی جانکاه و دریغ و افسوس....


مرگ نهال


انفجارعشق


در کهکشان نفرت


 و یخبندان  است 


نگاه کن،


که چگونه،


 هرازاران گدازه ی آتشین 


قلبهای یخی را گرم کرده!


از خود می پرسم :


  آیا ،


فصل یخبندان رو به انتهاست؟

۱۳۹۰ مهر ۳, یکشنبه

جشن مهرگان

مهرگان یکی از کهن‌ترین جشن های ایرانی  است که در ستایش و نیایش مهر یا میترا  (ایزد  روشنایی، پیمان، دوستی و محبت ، و دین و آیین مهری ) برگزار می‌شود. این جشن در دوران پس از اسلام بعد ازنوروز  بزرگ­ترین جشن ایرانی است. حال آنکه احتمالا در ایران باستان، هم رده یا برتر از نوروز بوده است.زمان این جشن در روز مهـر از ماه مهر برابر با شانزدهم مهرماه است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگرو از جمله در دهم مهر برگزار می‌کنند. 

زمان برگزاری مهرگان در آغاز ماه مهر  و فصلپاییز بوده است. بنابر سنگ‌‌نوشته بیستون ، داریوش بزرگ  بر گئومات مغدر روز دهم ماه بگ‌یادیش (ماه هفتم، برابر با مهر) پیروز شده است. به گزارش هرودوت، از آن سال ایرانیان آن روز را به نام روز ««مگوفونی»» (مغ‌کشی) جشن می‌گرفتند.پژوهشگران با توجه به اشتباهات یونانیان از خوانش نامهای پارسی احتمال می‌دهند که این واژه ««بگو زتی»» باشد که در این صورت نه به مغ، که به بغ (مهر) پیوند دارد. و در این روز ایرانیان به قربانی کردن برای بغ میترا می‌پرداختند و نه مغ‌کشی. احتمالا از دوره اشکانی  و یا ساسانی جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهمین روز ماه مهر منتقل می‌شود. 
مهرگان همچون نوروز دارای اعتدال کیهانی است. اندازه شب و روز در مهر برابر میشود و شاید از همین رو این ماه را به نام مهر که ایزد داوری و عدالت و دادگستری است گذاشته اند. همچنین مهر برابر است با پایان فصل برداشت کشاورزی. از این رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان که عمده مردمان دوران کهن بودند است. همچنین این حاکمان در این زمان خراج و مالیات را از مردم میستاندند و از این رو برای دولتهای عرب و ترک و مغول که بر ایران چیره شده و با فرهنگ آنان بیگانه بودند هم مهرگان رسمیت داشت. برخی بر این باورند که در دوره هایی نوروز ایرانی، نوروز پاییزی بوده است و نوروز بهاری سپس بر آن غلبه یافته است.مهرگان دارای سه بعد طبیعی، اسطوره‌ای و دینی است.
آیین های مهرگان
آنگونه که از مجموع منابع موجود، همچون نگاره ها  و متون باستانی و نوشته‌های مورخان  و دانشمندان قدیم ایرانی و غیر ایرانی  و نیز آثار شاعران و ادیبان دریافته می‌شود، مردمان در این روز تا حد امکان با جامه های  ارغوانی (یا دستکم با آرایه‌های ارغوانی) بر گرد هم می‌آمده‌اند؛ در حالی که هر یک، چند «نبشته شادباش» یا به قول امروزی‌، کارت تبریک برای هدیه به همراه داشته‌اند. این شادباش‌ها را معمولاً با بویی خوش همراه می‌ساخته و در لفافه‌ای زیبا می‌پیچیده‌اند.
در میان خوان یا سفره مهرگانی که از پارچه‌ای ارغوانی رنگ تشکیل شده بود، گل «همیشه شکفته» می‌نهادند و پیرامون آنرا با گل های دیگر آذین می‌کردند. امروزه نمی‌دانیم که آیا گل همیشه شکفته، نام گلی بخصوص بوده است یا نام عمومیِ گل‌هایی که برای مدت طولانی و گاه تا چندین ماه شکوفا می‌مانند.
در پیرامون این گل‌ها، چند شاخه درخت گز، هوم یا موردنیز می‌نهادند و گونه‌هایی از میوه‌های پاییزی که ترجیحاً به رنگ سرخ باشد به این سفره اضافه می‌شد. میوه‌هایی مانند: سنجد، انگور، انار،سیب، به، ترنج(بالنگ)، انجیر،بادام، پسته، فندق،گردو، کنار، زالزالک، ازگیل، خرما، خرمالو و چندی ازبو داده ها  همچون تخمهو نخود چی.
دیگر خوراکی های خوان مهرگانی عبارت بود ازآشامیدنی  و نانی  مخصوص. نوشیدنی از عصاره گیاه هئومه/هومکه با آب یاشیررقیق شده بود، فراهم می‌شد و همه باشندگان جشن، به نشانه پیمان از آن می‌نوشیدند. نانِ مخصوص مهرگان از آمیخت آردهفت نوع غله گوناگون تهیه می‌گردید. غله ها و حبوباتی  مانندگندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماشو ارزن دیگر لازمه‌های سفره مهرگان عبارت بود از: جام آتش یا نوکچه (شمع)، شکر، شیرینی، خوردنی‌های محلی و بوی‌های خوش مانند گلاب.
آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پایکوبی‌های گروهی می‌پرداخته‌اند. سرودهایی از مهریشت را با آواز می‌خوانده و اَرْغُـشت می‌رفته‌اند (میرقصیده اند ). شعله‌های آتشدانی برافروخته پذیرای خوشبویی‌ها (مانند اسپندو زعفران و عنبر) می‌شد و نیز گیاهانی چون هوم که موجب خروشان شدن آتش می‌شوند.
از آنجا که نشانه‌های بسیاری، همچون تندیسها  ، کتیبه  ها  و سنگ‌نگاره‌ها (از جمله نگاره‌های میترا در نمرود داغ و کوماژن)، از رواج آیین مهر درآسیای صغیر (آتاتولی ) حکایت می‌کند؛ بعید نیست که سماع های عارفانه  پیروان طریقه «مولو به » در شهر قومیه  امروزی، ادامه دیگرگون شده همان ارغشت‌های میترایی باشد.
در پایان مراسم، شعله‌های فروزان آتش، نظاره‌گر دستانی بود که بطور دسته‌جمعی و برای تجدید پایبندی خود بر پیمان‌های گذشته، در هم فشرده می‌شدند.
مژده ای دوستان مهرگان است
مهر با هر کسی مهربان است
مهر روزمه فرخ مهر
جشن فرخنده ی مهرگانست
(بانو توران شهریاری)
خلاصه شده از ویکی پدیا
                                                              




۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه

نظرات جالب خانم فاخته لونا زمانی بنیان گذارانجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ)


نظر خانم فاخته لونا زمانی بنیان گذار و دبیر کنونی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ)  در باره قهرمانان ملی و رهبران ملی آذربایجان ، نژادپرستی و نقش ورود اعراب و ترک ها به ایران و زبان ترکی بعنوان زبان رسمی آذربایجان:

1- سخنرانی فاخته زمانی در کنگره آمریکا سال 2005 که در آن از پیشه وری بعنوان یکی از  رهبران ملی آذربایجان در کنار بابک خرمدین و ستارخان و باقر خان نام برده است.
They are not permitted to assemble in public places or in their own houses on dates important for the Azerbaijani nation’s history, such as honoring national heroes like Babak, Sattarhan, Baghirhan, as well as national leaders like Pishevari. 


2-سخنرانی فاخته زمانی در سال 2010(در جلسه ای با گروه الاحواز) که در مورد نزادپرستی در ایران میگوید: نزاد پرستی مسئله ایست که من به عقیده ی عرب ها و ترک های آذربایجان بیش از اقوام دیگر ایران با آن رودررو هستند.من نمیدانم اگر براساس دنیای ایده آل آنها(فارس ها) عرب ها و ترک ها به ایران نمی آمدند ، ایران ،نمی دونم ،ممکن بود کشوری متمدن میشد، چیزی که  امروز ما نمی بینیم.


Racism  is something  that I think Arabs and Azerbaijani Turks are facing more  than the other ethnic groups in Iran.  I don’t know in their perfect world If Arabs didn’t come and Turks didn’t come to Iran, Iran would be,a I don’t know maybe a  civilized country which we  not see now.



دقیقه 4:07به بعد تا دقیقه 4:37
http://www.youtube.com/watch?v=OMiQsRCqtqY


3- نظر خانم فاخته زمانی در مورد زبان ترکی. ایشان در مصاحبه با برنامه افق به صراحت عنوان میکنند خواهان این هستند که زبان ترکی در آذربایجان زبان رسمی بشود. دقیقه 19:17 تا 20:17 از ویدیو را ببینید و مقایسه کنید با نظر آقای شریعتمداری در همین ارتباط و در همان برنامه دقیقه26:00 به بعد را توجه کنید.

  




۱۳۹۰ شهریور ۳, پنجشنبه

مهرانگیز منوچهریان


مهرانگیز منوچهریان حقوق دان ، موسیقی دان و سیاست مدار  و نخستین سناتورزن در ایران بود.
مهرانگیز منوچهریان در سال1285  در مشهدبه دنیا آمد. او در سال ۱۳۲۵ همراه با ۱۳ دختر دیگر از نخستین دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود. منوچهریان این رشته را تا کسب دکترا ادامه داد.
او از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۱سناتور انتصابی مجلسسنا بود.
پروانه ی وکالت مهرانگیز منوچهریان پس از انقلاب ۱۳۵۷ باطل شد. او در14 تیرماه سال1379 درتهران درگذشت.
منبع ویکی