سه‌شنبه ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۱۲

هموطن ققنوس وار به زایشی دوباره برخیز

ققنوس  پرنده ای مقدس و افسانه‌ای‌ست که درباره‌ی آن گفته شده ؛ مرغی نادر و تنهاست و جفتی و زایشی ندارد. اما هزار سال 

یکبار، بر توده‌ای بزرگ از هیزم  بال می‌گشاید و آواز می‌خواند و چون از آواز خویش به وجد  و اشتیاق آمد، به منقارشآتشی 

می‌افروزد و با سوختن درآتش تخمی از او پدید می‌آید که بلافاصله آتش می‌گیرد و می‌سوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر 

متولد می‌شود. 

 ققنوس  نماد جاودانگی و عمر دگربار تلقی شده‌است. به نوعی سرنوشت کشورما نیز شبیه به افسانه‌ی ققنوس است. 

بارها آفت و بلا بر کشور ما باریدن گرفته و ازآن چیزی جز خاکستر برجای نگذاشته است، اما هر بارمردم این سرزمین ققنوس 

وار از میان خاکستر برخاسته اند. آیا این بار  نیز خواهد توانست از دل خاکسترِ برجای مانده از سرزمین اهورایی‌مان که با آتش 

برافروخته بدست حکومت ملایان  به خرابه ای چنین مبدل گشته است، ققنوس‌وار به زایشی دوباره برخیزد؟

(نقاشی ققنوس اثر  مجید مهرگان)





جمعه ۱۶ دسامبر ۲۰۱۱

قطع انگشتان دست راست زن جوان ، به خاطر ادامه ی تحصیل توسط شوهرش!



رفیق السلام مرد 30 ساله بنگلادشی انگشتان دست راست همسر 22 ساله ی خود خانم اختر را به خاطر اینکه بدون اجازه او به تحصیلات خود ادامه داده است را قطع کرد.
خانم اختر ماجرا را اینگونه شرح میدهد:
"وقتی درهنگام مکالمه تلفنی مان  قصد خود را برای ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل به او گقتم، او در جوابم مرا تهدبد به عواقب ناگوار اینکار کرد."

رفیق السلام در دبی مشغول کار بود و هنگامی که به بنگلادش برگشت به این کار دست زد.
"وقتی به خانه آمد گقت که هدیه ای برای من دارد. چشم هایم را بست حتا دهانم را با چسب مسدود کرد. هرگز فکر نمی کردم که هدیه او قطع انگشتانم باشد.
دکترها میگقتند که شش ساعت وقت دارند تا انگشتان را پیوند بزنند ولی او انگشتانم را نداد و بعد یکی از بستگان او انگشتان مرا به سطل ذباله انداخت. آنها را پیدا کردیم ولی دیگر دیر شده بود و امکان پیوند نبود.
می خواهم به تحصیل ادامه دهم و اکنون سرگرم تمرین برای استفاده از دست چپم هستم.
دیگر نمی خواهم با او زندگی کنم و خواستارمجازات شدید او هستم."

در چند ماه گذشته شاهد حوادثی مشابه در بنگلادش بودیم. در یکی از این حوادث یک استاد دانشگاه چشم خود را ازدست داد و دیگری توسط همسرش مجروح شد.

لینک (منبع)

سه‌شنبه ۲۲ نوامبر ۲۰۱۱

انتخاب دردناک گلناز،12 سال زندان یا ازدواج با مردمتجاوز!




و این است، قسمتهایی از داستان زندگی غم انگیز گلناز، دختر افغانی که در سن 19 سالگی زمانی که تنها در خانه بود مورد تجاوز وحشیانه ی شوهر دختر عمویش قرار گرفته و بعد به جرم زنا به 12 سال زندان محکوم میشود..در همان زندان هم فرزندش بدنیا آمده..و حالا به او پیشنهاد شده که برای نجات جانش همسر متجاوز شود!
تمام درها به روی این زن بیچاره بسته ست چون حتا اگر هم آزاد شود یا توسط خانواده ی مرد متجاوز و یا خانواده ی خودش به جرم  بی آبرو کردن فامیل  کشته خواهد شد!

جشن آذرگان

آذر نام ايزد نگاهبان آتش است و  آذرگان  در شمار جشن‌هايي است كه آيين‌هاي آن با بزرگداشت آتش كه  گمان می رفته   يكي از فروزه‌هاي نيك اهورايي بوده ، نزديكي و همخواني داشته .
آتش يكي از چهار آخشيج(عنصر) پاك در نزد ايرانيان باستان و زرتشتيان است. آتش در ميان ايرانيان از ديرباز از سپندينگي(تقدسي) ويژه برخوردار بوده و بنا به يك باور، آنرا جانشين خورشيد روي زمين مي دانستند. به اين دليل  در اوستا سرودهايي درباره ستايش آتش و خورشيد به چشم مي‌خورد.نیاکانمان آذرگان را روزی خجسته می دانستند و در خانه‌ها و بام‌ها آتشافروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و خواندن نیایش‌ها و گستردن سفره آیینی با خوراکی‌های گوناگون در آتشکده‌ها که آذین بندی شده بودند، جشن می گرفتند. به هنگام جشن، بر آتش چوب‌های خوش سوز و خوش بو می نهادند و آنگاه به مناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه، هر کس اخگری به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانه‌ها فروزان بود و نمی گذاشتند خاموش شود و آن را نیک فرجام و فرخنده می دانستند.هم چنین گل (آذربون)گل ویژه ی این ماه است که در متون فارسی گل آذریون را با نام‌های دیگری همچون « آذرگون »، « گل آتشی » یا « گل آتشین » نیز نامیده اند..
برابر با سالنامه ی زرتشتیان امسال روز سوم آذر ماه برابر است با جشن آذرگان یعنی برابری آذر روز با آذر ماه.
جشن آذرگان خجسته باد.

منبع ویکی پدیا و انجمن زرتشتیان تهران

پنجشنبه ۳ نوامبر ۲۰۱۱

روشنفکران طمع کار و روحانیت دروغ گو!





 یک ضرب المثل معروف داریم که می گه:دروغگو طمعکار رو گول میزنه!


(حضور مبارک اعلیحضرت همایونی 


تهران



پس از اداء تحیت و دعا 

بطوری که در روزنامه ها منتشر شده، دولت در انجمن های ایالتی و ولایتی به زن ها حق

رآی داده است و این امر صریحا خلاف مقررات اسلام است . موجب نگرانی شدید علماء و 

سایر طبقات مسلمین شده است. مستدعی است امر فرمایید این قبیل مطالب را از برنامه 

های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود. 
قم
الداعی روح الله الموسوی الخمینی


تلگراف آذر 1341)



(تلگراف آخوندهای زن ستیز  به شاه فقید ایران 


تصویب نامه اخیر دولت راجع به شرکت بانوان در انتخابات از نظر شرع بی اعتبار، . از نظرقانون  

اساسی لغو است. دادن حق رآی به نسوان، امری خلاف مقررات اسلام است و باید از آن خودداری 

شود. دستگاه حاکمه از این راه به احکام مقدسه اسلام تجاوز کرده و نوامیس خانواده های مسلمان 

را در معرض خطر قرار داده است..
.

روحانیت ملاحظه می کند که دولت، مذهب رسمی کشور را ملعبه خود قرار داده و اجازهمی دهد که

 گفته شود قدمهایی برای تساوی حقوق زن و مرد برداشته شده است ، در صورتی که هر کس که 

به تساو.ی حقوق زن و مرد معاتقد باشد احکام ضروری اسلام را لغو نموده و اسلام، تکلیفش را 

تعیین کرده است...


امضاء

مرتضی الحسینی لنگرودی. احمد الحسنی الزنجانی. محمد حیسن طباطبایی. محمد الموسوی 

یزدی. محمد رضا الموسوی گلپایگلانی. سید کاظم شریعتمداری. روح الله الموسوی الخمینی. 

هاشم الاملی. مرتضی الحائری

نهم اسفند 1341)

به عنوان یکی از سوخته شدگان در آتش انقلاب سال 57 هرگز نتوانستم درک کنم کسی و یا کسانی  که چنین افکار قرون وسطایی دارد چگونه می توانند و یا توانستند  یک عده افراد به اصطلاح تحصیلکرده و پر مدعا را بدنبال خود بکشاند.واقعن  آنها بدنبال چه بودند؟
اظهار نظرهای افراد شتاخته شده که بعدها که نتیجه ی زشت اعمالشان را با آزاد کردن غول جهالت ، به نوعی دیدن ،خود را به نادانی زدند که نمی دانستند و فریب خوردن!


ز زمان غيبت حضرت قائم تا به امروز، مقتدايي به عظمت آيت العظمي خميني در جهان 

نيامده است. خمینی می آید. مردی که وجودش تجسم آرمانهای یک ملت تاریخی است. 

مردی که هستی او قانون آزادی است. و قانون دادخواهی و نفی همه قانونهای ضد 

مردمی. و حرکتش حرکت همه قانونهای نو است. .. حق است که اینک صدای هلهلۀ ملتی 

را بگوش جهانیان برسانیم و این بزرگ را چنان که شایسته است بزرگ بداریم. و او را چنان 

بیابیم که از چشم زخم دشمنان بدور بماند...
... 

دكتر كريم سنجابي. رهبر جبهه ملي ايران. 24 آبان 1357


من غالب اعلاميه ها و مصاحبه هاي حضرت خميني را خوانده ام و نوارهايشان را شنيده 

ام، و در اين كه ايشان همه آزادي هاي فردي و اجتماعي و سياسي را پاس خواهند 

داشت، و از حقوق و شرف و حيثت انساني دفاع خواهند كرد، ترديدي ندارم. فكر مي كنم 

كه دوران قهر اللهي بسر آمده و دوره لطف خدا، از راه مي رسد.

سيمين دانشور. مصاحبه با آيندگان. 1357

جهش هاي نبوغ آميز رهبر انقلاب بازتاب هدفهاي بلند پروازانه اي است كه بنظر مي رسد 

فراسوي رسالت پيامبران باشد، آنطور كه در قرآن آمده است، و آنطور كه انبياء مجري آن 

بوده اند.

مهدي بازرگان. تهران. 1363



شخصیت امام؛ هم بزرگ بود، و هم تحول غیر قابل انکار... باید بگویم امام بزرگ بود. در 

کشور ما میلیون ها نفر به امام علاقه دارند که من هم یکی از آنها هستم. به رسمیت 

شناخته شدن این علاقه و معنای رهایی بخش آن در شرایط کنونی سرمایه بزرگی است 

که ما حق نداریم در این زمینه اشتباه کنیم... بدون امام، ما از پس کودتای نوژه و دیگر 

توطئه ها، بر نمی آمدیم

میر حسین موسوی. مصاحبه با سایت کلمه 11 خرداد 89)


"قسمتهای داخل پرانتز از فیس بوک خانم نادره ی افشاری"




یکشنبه ۳۰ اکتبر ۲۰۱۱

نامه جدید نسرین ستوده به دو فرزندش مهراوه و نیما



مهراوه و نیمای عزیزم!

مسئولان دوشنبه‌ی پیش در عرض چند ساعت دو خبر کاملا متناقض به من دادند. در ساعت 2 بعد از ظهر به من گفتند علاوه بر ملاقات‌های كابيني، مقامات قضایی با ملاقات‌های حضوری من در روزهای 5 شنبه نیز موافقت کرده‌اند و سپس در ساعت 5 بعد از ظهر گفتند طبق تصمیم مسئولان زندان اوین به دلیل عدم استفاده از چادر، تنبیه شده‌ام و 3 هفته از همان ملاقات کابینی نیز محروم هستم! خانواده‌ی ناهماهنگ مسئولان بین خودشان هم به احترام و محبت رفتار نمی‌کنند. نوعی هرج و مرج بر تصمیم گیری‌ها حاکم است.

به یاد داشته باشید هر طور با دشمنان‌تان رفتار کنید، با دوستان‌تان رفتار خواهید کرد. دشمنی دشمنان هرگز خشونت رفتاری هیچ انسانی را توجیه نمی‌کند، چه رسد به آنان که دشمن نیستند. به جرات به هر دوی شما می‌گویم هر طور رفتار کنند، نه با آنان که خود را دشمن من می‌پندارند، دشمنی دارم نه خود را در گرداب قهر و کینه‌ای که آنها به وجود آورده اند غرق خواهم کرد.

مهراوه و نیمای عزیزم!

می‌دانید که چقدر دوست‌تان دارم. می‌دانید که مانند هر پدر و مادری در آرزوی سعادت و نیک بختی شما هستم اما بدانید هر تصمیمی بگیرم، بیش و پیش از هر چیز به شما می‌اندیشم زیرا موقعیت کودکان به گونه‌ای است که باید در هر تصمیم گیری، ابتدا به آنان فکر کرد. معلوم است که ملاقات با شما برایم مهم است. معلوم است از اینکه ماههاست شما را بغل نکرده‌ام رنج می‌برم. از اینکه حتی از شنیدن صدایتان محروم‌ام رنج می‌برم اما عزیزانم، کارهای من، چه بخواهم چه نخواهم روزی مورد قضاوت شما قرار خواهد گرفت. بنابراین دوست دارم بدانید که:"اجازه نمی‌دهم بر خلاف قانون مرا با هیئتی اجبار آمیز به دیدارتان بیاورند." ترجیح می‌دهم کل سالیان تحمل حبس‌ام را از دیدارتان محروم شوم تا به دلیل اسیر بودن به ناحق، به آنان اجازه دهم هر گونه اراده می‌کنند با من رفتار کنند و بر خلاف قانون مرا به حجابی اضافی و يا اجبار مضاعف وادار کنند.

بله، عزیزانم سالها قبل قانونی تصویب شد که همه‌ی زنان ایرانی را ملزم به استفاده از حجاب شرعی نمود. زنانی که حجاب را قبول داشتند یا نداشتند، این حجاب را رعایت کردند، زیرا اگر رعایت نمی‌کردند طبق قانون مجازات می‌شدند، اما اکنون سخن مسئولان زندان آن است که چون شما اسیر مائید باید از حجابی مضاعف (یعنی چادر) استفاده کنید، در حالیکه نه تنها قانون چنین شرطی را برای حجاب نگذاشته است بلکه حتی زندانیان سیاسی از استفاده از لباس فرم زندان معاف هستند.

من به قصد "مقاومت" کاری نکردم. به قصد اجرای قانون در تمامیت‌اش اقدام کردم و از پوشیدن چادر امتناع نمودم. چون نمی‌خواستم خانواده‌ام و به ویژه کودکان خردسالم با مشاهده‌ی چادر اجباری برای مادرشان که چادری نبوده است، بدانند تحت چه فشار روانی و تحقیر آمیزی زندگی می‌کنیم. با خود فکر می‌کردم این کار من که با ظاهری آرام به دیدن خانواده می‌روم، به نفع مسئولان زندان است، زیرا مدام فشار روانی شبانه روزی خود را از خانواده پنهان می‌کنیم اما به هر حال حتی اگر به نفع زندان هم باشد، من هدفی جز اجرای "تمامیت" قانون ندارم.

مهراوه و نیمای من

کودکان عزیز و دلبندم

بدانید، در کنار همه‌ی هویت‌های اجتماعی، شغلی و خانوادگی‌ام به مادر بودنم و به‌ ویژه اینکه مادر شما دو تن هستم می‌بالم و به این یکی بیش از همه چیز می‌اندیشم و فکر می‌کنم. بنابراین با صدای بلند اعلام می‌کنم: "من یک مادرم" و نمی‌خواهم کودکانم مرا در هیئتی اجبارآمیز و تبعا تحقیرآمیز ببینند. نمی‌خواهم کودکانم فکر کنند که دیگران می‌توانند با استفاده نابجا از قدرت، هر عمل غیرقانونی را به آنها تحمیل کنند.

می‌دانم شما به آب، غذا، خانه، خانواده، پدر و مادر، محبت خانواده و دیدار با مادرتان نیاز دارید اما به همان اندازه به آزادی، امنیت اجتماعی، قانون مداری و عدالت نیاز دارید و بدانید که این مفاهیم در هیچ کجای دنیا راحت به دست نیامده‌اند. هیچ کجای دنیا "قانون" با نوشتن روی کاغذ پاره‌ها اجرا نشده‌اند. درخواست و پا فشاری ما برای اجرای قانون، به قانون هویت و موجودیت می‌بخشد. بنابراین بدانید "من" و "شما" با هم قانون را می‌سازیم. می‌بوسمتان هزاران بار و از اینکه ماههاست آغوشم از شما تهی است البته رنج می‌برم اما امیدم به آن است که این رنج‌ها بیهوده نباشد.

قربان هر دوی شما
نسرین
مهر 90 اوین







شنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱

جشن آبانگان


آبانگان یکی ازجشن های ایرانی  است که در ستایش و نیایش ایزدبانوآناهید  که ایزدبانوی  آب‌های روان بوده، برگزار می‌شده است. زمان برگزاری این جشن در آبان روز از آبان برابر با روز دهم آبان بوده است. برخی هم  زمان این جشن را در چهارم آبان می‌دانند.
آبان (نام ِ دیگر ِ ارِدْوی سورَ اَنَهیتَه/اَناهیتا) ایزدْبانوی ِ آبهای روی زمین و نگاهبان ِ پاکی و بی آلایشی در جهان ِهستی است.و در زبان اوستایی، نام یک پیکر کیهانی (هندو-)ایرانی است، که ایزدبانوی 'آب‌ها' (آبان ) پنداشته وستوده می‌شود و ازین رو با نمادهایی چون باروری، شفا و خرد نیز همراه است.در فلسفه پيدايش اين جشن داستان هايى از دير باز به ما رسيده است كه مانند ديگر اساطير كهن به تاريخ دور ايرانيان بازمى گردد. درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است كه در پى جنگ هاى طولانى ميان ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا كاريزها و نهرها را ويران كنند. پس از پايان جنگ، پسر تهماسب كه «زو» نام داشت، دستور داد تا كاريزها و نهرها را لايروبى كنند و پس از لايروبى آب در كاريزها روان شد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند و همين جشن بود كه به عنوان پاسداشت فرشته نگاهبان آب هاى بى آلايش در تاريخ ماندگار شد.
در روايت ديگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد. زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها (آتشكده ها) مى رفته اند و پس از آن براى گراميداشت مقام فرشته آب ها، ناهيد، دركنار جويبارها، نهرها و قنات ها گرد مي‌آمدند و با خواندن اوستاى آبزور ،،بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد، كه توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش مي‌كردند و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را داشتند و پس از آن به شادى مى پرداختند.
گفته شده، اگر در اين روز باران ببارد، آبانگان متعلق به مردان است  و مردان تن و جان خويش را به آب مى سپارند و اگر باران نبارد، آبانگان بانوان است.
در توصیف  آناهيتا او ؛ ايزد‌بانوي نيرومندي، زيبايي و خردمندي و الهه عشق و باروري به شمار آمده است. چون چشمه زندگي بخش از وجود او مي‌جوشد و بدين گونه «مادر- خدا» نيز مي‌شود، و به عنوان ايزد‌بانوي باروري، زنان در هنگام زايمان براي زايش خوب و دختران براي يافتن شوهر مناسب از او ياري مي‌خواهند. 
آبانگان بر همه ی میهنان گرامی شاد باد.


منابع:
 انجمن زرتشتیان ایران
ویکی پدیا